الشيخ فاضل اللنكراني - الشيخ شهاب الدين الإشراقي
46
حماة الوحي (پاسداران وحى) (فارسى)
آرى آن چه انجام گرفت ، يك فاجعهء مُهيبى بود كه سنگِ نخستِ زاويهء انحراف را در جهان اسلام برنهاد . و مىبينيم ، كه همچنان ، تا « ثريّا مىرود ديوار كج » . به تعبيرِ امام على بن ابى طالب عليه السلام ، بناى رفيع اسلام را از بنيانِ استوارش بر افكندند و در غير جاى خود ، برآوردند ؛ « نَقَلوُا البِناءَ عَنْ رَصِّ اسَاسِهِ ، فَبَنَوهُ فِي غَيرِ مَوْضِعِه » . « 1 » و اين سخن امام عليه السلام گوياترين تعبير در بيان تحريف حقايق ناب دين است . و مىنماياند كه تجزيهء امر خلافت در سقيفه و تخلّفِ از نصّ و وصيّت پيامبر صلى الله عليه و آله و زير پا نهادن حكمِ خداوند در تصدّى امر خلافت و به دنبال آن . . . ، در حقيقت فاحشترين نوعِ چرخش ارتجاعى اصحاب سقيفه است . حديث ثقلين پيامبر بزرگوار اسلام ، پس از ورود به « يثرب » ، افزون بر ابلاغ وحى و تعليم و تأديب مسلمانان به رفع اختلافات ، ميان دو قبيلهء « اوس » و « خزرج » همّت گماشت ، و به درگيريهاى قومى و تنازعات قبيلهاى آنان پايان بخشيد . و با اقدام به عقد اخوّت و برادرى ايمانى ميان مسلمانان ، به الفت قلبى و همدلى آنان ، سامان داد . و حكومت مقتدر و نيرومندى بر بنياد ايمان و بر اساس جهانبينى غنى و پربار قرآن ، پايهريزى كرد . و ميان مهاجران و انصار اتّحاد و يگانگى به وجود آورد . شهر آلودهء به تفرقه و پراكندگى را ، به مدينهء پاكيزه و هماهنگ محمّدى مبدّل ساخت . و در برابر دشمن جدايى افكن و مشركان و يهوديانِ كينهتوز و منافقان كوردل ، پيروان خود را به وحدتِ ايمانى فراخواند و آنان را در برابر بيگانگان چونان دستِ يگانهء قدرتمندى توصيف كرد : « وَهُمْ يَدٌ عَلى مَنْ
--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 150 .